خانه / عکس سریال / سریال بازگشت به خانه خلاصه داستان عکسها و معرفی بازیگران
ساعت گوچی gucci دستبندی نگین دار عینک Spy ساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژه ساعت مچی اسپورت طرح رولکس
کوچک کننده و فرم دهنده بيني Nose Up ساعت بند چرم اليزابت تخفيف ويژه فقط 15 هزار تومان عينک آفتابي Louis vuitton فقط 30 هزار تومان دستبند مغناطيسي پاوربالانس فقط 10 هزار تومان کیف محافظ ضدآب موبایل ساعت گوچي gucci دستبندي نگين دار فقط 15 هزار تومان ساعت طرح رولکس نقره اي فقط 20 هزار تومان  ساعت كاسيو تيتان طرح EDIFICE 554 فقط 55 هزار تومان  گردنبند مرغ آمين فقط 20 هزار تومان عينک خلباني شيشه آبي فقط 28 هزار تومان
سریال بازگشت به خانه خلاصه داستان عکسها و معرفی بازیگران
سریال بازگشت به خانه خلاصه داستان عکسها و معرفی بازیگران

سریال بازگشت به خانه خلاصه داستان عکسها و معرفی بازیگران

سریال بازگشت به خانه خلاصه داستان عکسها و معرفی بازیگران

سریال بازگشت به خانه خلاصه داستان عکسها و معرفی بازیگران

سریال بازگشت به خانه خلاصه داستان عکسها و معرفی بازیگران

سریال بازگشت به خانه خلاصه داستان عکسها و معرفی بازیگران

خلاصه داستان سریال بازگشت به خانه عکس ها و معرفی بازیگران سریال بازگشت به خانه

خلاصه داستان سریال بازگشت به خانه عکس ها و معرفی بازیگران سریال بازگشت به خانه

داستان تمام قسمت های سریال بازگشت به خانه و عکس های سریال

سریال بازگشت به خانه محصول سال ۲۰۰۶ کشور ترکیه است و در سایت Imdb نمره متوسط .۸ را کسب کرده است.

خلاصه اولیه داستان سریال بازگشت به خانه:

پینار دختری هست ک از پدرش ارثیه براش مونده و فرشاد هم شوهر پیناره و الیف هم دخترشون. جانان دوست صمیمی پینار بود ک با فرشاد (شوهر پینار) میریزه رو هم و وقتی پینار اونارو با هم میبینه فرشاد میزنه تو سرش و بیهوش میکنه و به کمک ی پلیس و یکی دیگه از دوستاش صحنه سازی میکنن ک مثلا پینار افتاده تو دریا ولی یوسف نجاتش میده و یکی ب اسم وداد ک دوست خانوادگی پینار هست بهش کمک میکنه و صورت پینارو عمل میکنه و پینار تبدیل ب لیلا میشه و میاد تا دخترشو و انتقامشو بگیره.
برای اینکار هم با نقش لیلا خودشو خواهر پینار و خاله الیف معرفی میکنه و در این صورت اموال فرشاد هم تو خطر میفته. یکی دیگه از اتفاقات مهم اون شب اینکه ک برادر یوسف شاهد اون صحنه سازی بودن و مجبور میشن ک اونم بکشن. حالا بعد مدتها جسد اورهانو پیدا کردن و یوسف هم میخواد انتقام برادرشو بگیره..
حالا ببینیم چیا پیش میاد ….
پ.ن: جانان معشوقه فرشاده و هنوز ازدواج نکردن و در عین اینکه با فرشاد رابطه داره افروز رو هم داره?. پ.ن:افروز (ی پلیسه) و چنگیز (ی کلوب داره) کسایی بودن ک تو صحنه سازی دست داشتن و فرشاده ک برای بستن دهنشون بهشون پول میده.

اسامی بازیگران سریال بازگشت به خانه  +زندگینامه انها

بازیگران : Dilsad Çelebi, Cansel Elcin, Tardu Flordun, Ipek Erdem, Merve Oflaz

 

خلاصه داستان قسمت ۸ و ۹ سریال بازگشت به خانه

الیف رو میبرن بیمارستان و لیلا هم میره ولی بی خراش ساده برداشته و فرشاد و جانان الیفو میبرن و لیلا هم ناراحت میشه. کمیسر ییلماز هم سابقه چنگیز و در میاره و میفهمه همونیه ک اومده بود دیدن افروز. فرشاد هم میخواد چند روز با الیف بره سفر ک جانان خوشش نمیاد ولی چیزی هم نمیگه. مادر یوسف هم سودا روک از ی ماشین پیاده میشه رو میبینه. لیلا میاد د لیدل ری الیف ولی جانان بهش میگه نیست. لیلا همش با فرشاد زنگ میزنه ولی جواب نمیده. یوسف هم با مریم حرف میزنه و میگه برام خیلی مهمی با مصطفی جواب رد دادی، کسی تو قلبته؟ مریم میخواد بگه تو ک لیلا میاد و مریم میره تو. ییلماز (کمیسره) چون با افروز مشکوکه میره پیش رئیس شعبه و ازش اجازه میگیره. بعدم میاد با چند تا از ادما میگه ک یکی از اونا هم با افروز خبر میده ک ییلماز امشب عملیات داره و میخواد کلوب چنگیز خان بب دنبال اسلحه بگرده و افروز میگه میگه بریم با کشتی دور بزنیم ک لیلا یادی خون و جزیرمومپفته) و (میگفت چت اونجان و با یوسف میره. نشون میده ک الباف و فرشاد دقیقا همونجان و فرشاد نحوه اشنایی با پینار ک تو این خونه بوده رو واسه الیف تعریف میکنه. کمیسر افراز هم میره خونه فرشاد و از اونجا به چنگیز زنگ میزنه و خبر میده ک امشب میخوان برن کلوب. مهتاب هم میبین تشون بعد رفتن افراز میاد تو اشپز خونه و به مهتاب میگه باید یکی مثل تورو پیدا کنیم. چشم و گوش بسته و بعدم میره. عرشاد هم الیفو میخوابونه که همین موقع لیلا هم میرسه و یوسف میره و فرشاد لیلا رو میبینه. لیلا هم به فرشاد میگه پینار بهم گفته بود اینجا اشنا شدین و الیف بیدار میشه و از دیدن پینار خوشحال میشه و لیلا واسش کتاب میخونه

افراز همی خورده تحقیق میکنه و میفهمه یوسف برادر اورهانه و با چنگیز مسگه باید از شرش خلاصی بشیم. باید وارد خونه یوسف بشیم ک چنگیز میگه آسونه. ییلماز با پلیسا کلی بارو میگردن ولی چیزی پیدا نمیکنن، چنگیز میره دیدن ی زنه و میگه امروز زفتم سر خاک محمت ک اون زنه کب نمیتونه حرف بزنه مینویسه گمشو چنگیز خان، صبح لیلا صبحونه درست کرده واسه الیف و الیف هم با فرشاد میگه خاله تو استانبولی با مازندگی کنه. بعد تو کشتی فرشاد همش لیلا روپینار میدید و الیف از وجود خالش خیلی خوشحال بود. ییلماز هم با یوسف میگه از کلوب چیزی در نیومد. چنگیز هم با سودا زنگ میزنه و سودا هم جلوی مادرشوهرش حرف نمیزنه و اونم بیشتر با عروسش مشکوک میشه.

پسر سودا هم مسابقه داره و چنگیز هم میردال وقتیل فرشاد اهمیز به وجهه الیف به جانان میگه خاله هم اونجا بود. بعد مسابقه چنگیز میخواد به پسر سودا پول بده قبول نمیکنه جانان هم میره که از زبون الیف حرف بکشهکه الیف میگه کاش خالم جای تو بود و جانان هم اسباب بازیاشو برمیداره و میره که الیف میگه ازت متنفرم چنگیز هم از موقعیت اینکه کسی جز سودا تو خونه نیست استفاده میکنه و با دروغ میگه از دیدنت سیر نشدم و وقتی یودا حواسش نبود میره تو اتاق و اسلحه رو جاسازی میکنه. یوسف ک داره میاد خونه مریمو میبینه ولی مریم توجهی نمیکنه و میره وقتی ک یوسف داشت در و باز میکرد مریم صداش میکنه. بعدم میرن ساحل تا با هم حرف بزنن،

چنگیز هم در مورد اورهان از سودا سوال میکنه و اینکه قاتلشو پیدا کنی چیکار میکنی و سودانفرینش میکنه. مریم هم با یوسف میگه من یکیو دوست دارم و اون تویی ک یوسف میگه تو خواهر منی، منو فراموش کن و با مصطفی ازدواج کن. فرشاد هم لیلا و افروز و چنگیز رو شب دعوت میکنه و میخواد تصمیمشو اعلام کنه. افروز هم با ییلماز میگه انگار قاتل اورهان یوسف و حکم تفتیش بگیر. مریم . سر شام پسر سودا به یوسف میکه رئپیپیپیت، بهم پول داد ولی قبول نکردم. مادر عموم میگهصاحب همون ماشین سبزه که عمر میگه آره و مادره میگه دیروز دیدمشون بعدش یوسف و سودا هم میرن حرف بزننو یوسف هم سعی میکنه بهش بگه که چنگیز خطرناکه ولی سوداهمه فکرش پول شده و یوسف هم میگه پس برو ولی نمیتونی پسر تو ببری ک پلیسا میرسن و خونه رو میگردن و اسلحه رو تو اتاق یوسف پیدا میکنن.

داستان قسمت ۱۰ سریال بازگشت به خانه

تو خونه فرشاد همه جمع هستن و فرشاد اعلام میکنه ک میخواد با جانان ازدواج کنه و الیف ناراحت میشه و میره تو اتاقش و لیلا هم ناراحت تر ک فرشاد میگه لیلا خانم بهم یادآوری کرد ک دخترم ب ی مادر احتیاج داره. لیلا هم ک داغونه و اصلا حالش خوب نیست و به وداد زنگ میزنه و میگه همشونو نابود میکنم. پلیس هم یوسف رو ب جرم قتل اورهان بازداشت میکنه? و سودا هم بهش سیلی نیزنه و میگه خدا مجازاتت کنه.
یوسف رو سوار ماشین میکنن میبرنش کلانتری و مادرش همش میگه پسرم بی گناهه. الیف هم میره لباسای جانانو برمیداره و پاره میکنه و فرشاد میاد و بغلش میکنه و میبرتش. تو ماشین هم یوسف دستبندشو باز میکنه و فرارمیکنه.فراز هم ی گوشه جانانو گیر میاذه و میگه خوشحال بودی؟نکنه عاشقش شدی؟ ک جانان میگه نه.اگه باهاش ازدواج کنم ب پول نزدیکترم. فرشاد هم الیف رو میخوابونه و میاد و تصمیم میگیرن برن کلوب ک لیلا میاد میگه یه دفعه یاد پینار افتادم و حالم بد شد. جانان هم اونو ب کلوب دعوت میکنه و لیلا هم قبول میکنهِ کمیسر میاد خونه یوسف و دنبالش میگرده ولی پیداش نمیکنه. درویش هم مریمو پیدا میکنه ک خودکشی کرده و میبرتش بیمارستان.یوسف هم برمیگرده خونه ولی با دیدن ماشین پلیس برمیگرده. تو کلوب هم لیلا بخاطر فرشاد اینا ی اهنگ تانگو میزاره ک جانان میگه از تانگو خوشم نمیاد و لیلا میگه پینار نگفته بودو و ب قرشاد درخواست رقص میده (قیافه جانان دیدنیه?) فرشاد هم قبول میکنه و میرن وسط و تانگو میرقصن ? ک فرشاد یاد رقصش با پینار میفته و جانان میاد و ب فرشات میگه بریم? و همگی میرن. بیرون هم لیلا یوسفو میبینه ک اومده بود چنگیزو بکشه ولی برمیگرده. لیلا هم سوار ماشین میشه و میره دنبال یوسف و اونو میبره خونه خودش.
جانان ک میرسه خونه کلی داد و هوار راه میندازه ولی فرشاد آرومش میکنه.الیف بیچاره هم از داد جانان بلند شده گریه میکنه. جانان میره سراغ لباساش ک میبینه نیستش و ی تیکه پارچه پیدا میکنه و میره سراغ الیف و از خواب بیدارش میکنه میره لباساشو میاره و اون لباسی ک بیشتر از همه دوست داره و مامانش براش خریده رو جلو چشماش پاره میکنه? و میگه اگه ب بابات بگی همه چیزایی ک مامانت خریده رو پاره میکنم.یوسف هم نگرانه و اینکه بهش تهمت زدن و میخواد بره مامانش و برادر زادشو ببینه ولی لیلا سعی میکنه منصرفش کنه ک درو میزنن و لیلا درو باز میکنه ک میبینه از سرایدارا هست و از هم خبر میگیرن و وقتی پیرمرده میره یوسف میگه احساساتی شدی.طوری ک انگار میشناحتیش و لیلا میگه پینار بهم گفته بود ولی یوسف شک میکنه بهش. (یوسف نمیدونه لیلا همونیه ک نجاتش داد). افراز هم مست میکنه و میاد تو باغچه خونه فرشاد و جانان هم میره پیشش.

 

داستان قسمت ۱۱ سریال بازگشت به خانه

جانان میخواد وسایل خونه رو عوض کنه ک ایپک میگه اصلا ب اتاق من و الیف دست نزن. افراز هم به ییلماز میگه اسلحه همونیه ک اورهان باهاش کشته شد و حکم جلب یوسف رو بگیر. سودا هم میره دیدن چنگیز و بهش میگه یوسف شوهرمو کشته. لیلا میاد عمارت و الیف از باباش اجازه میگیره ک خالش برسونتش.
جانان به فرشاد میگه من پینار نیستم.دیدم چطور بهش نگاه میکردی. ولی فرشاد انکار میکنه.وقتی میاد بیرون لیلا به فرشاد میگه اگه خواستی واسه جانان چیزی بخری از پول خودت استفاده کن نه از شرکت. فرشاد میگه چی مثلا؟لیلا:همون خونه ای ک خریدی.
چنگیز هم سودا رو میبره کلوب و کلی خودشو خوب نشون میده. ولی سودا میگه این همه زن خوشگل اطرافتن چرا با منی و ی خورده با هم بحث میکنن ک افراز میاد و سودا میخواد بره ک چنگیز میگه من ازت خوشم میاد.حتی بیشتر. میپرسی چرا من؟چون تو روزای خو قدیمو ب یادم میاری و میخوان همو ببوسن ک یکی میاد. جانان میخواد با فرشاد وقت بگذرونه ک فرشاد میگه کار دارم. لیلا هم الیفو میرسونه مدرسه و بهش قول میده فرا عکس مامانشو براش بیاره چون جانان همه رو پاره کرده. فرشاد میره پیس مدیر مالی و اون میگه ک جانان خانم ی خونه خریدن.فرشاد هم عصبانی میشه.
لیلا میره پیش مامان یوسف و میگه حال یوسف خوبه. فرشاد میره خونه و سندو ب جانان نشون میده و اونم ذوق میکنه ک فرشاد واسش خونه خریده (نقشه لیلا و وداده?) فرشاد هم عصبانیه ک چطور بدون خبر اون خونه خریده ک جانان میگه اولین باره ک اینو میبینم. فرشاد میگه دوسم داری؟ جانان:بیشتر از هر چیزی.پول واسم مهم نیست. ک فرشاد قرارداد ازدواج میاره و میگه امضاش کن. یوسف هم میره آلبوم عکسای تو خونه لیلا رو میبینه و شکش بیشتر میشه چون ی عکس هم از لیلا نیست. جانان هم قراردادو امضا میکنه و فرشاد میگه واقعا دوسم داری. معذرت میخوام. و قراردادو پاره میکنه?. یوسف هم میره سر خاک اورهان (برادرش) ک میبینه برادر زاده و عروسشم اومدن و خودشو قایم میکنه. الیف جونم هم میره تو اتاق فرشادینا و حلقه جانان رو میندازه بیرون (محض اطلاعتون حموم بودن)فرشاد میگه از خاله جانان معذرت خواهی کن.الیف هم میگه نه.و میره بعدم جانان میگه انگشتر ک از الیف ارزشمندتر نیست ک فرشاد میگه تو خیلی فهمیده ? .
بعد رفتن فرشاد جانان هم الیفو میبره تو حیاط و میگه تا انگشترو پیدا نکنی حق اومدن ب داخل نداری و الیف بیچاره هی گریه میکنه?? و میره دنبال انگشتر.(بیرون باد میزنه) مهتاب هم میبینتشون. الیف میخواد بیاد داخل و التماس میکنه ک سردشه و جانان میگه باید ازمن معذرت خواهی کنی و بعدم حالش بد میشه(حاملس?) و میره ک مهتاب میره الیفو میاره داخل. (کلیپش موجوده)شب ک فرشاد میاد پیش الیف و الیف بهش میگه ولی فرشاد قربون صدقه الیف میره(?چ پدر نمونه ای). بعد ک میاد پیش جانان میگه الیف تعریف کرد و اگه داره خیال پردازی میکنه ببریمش پیش روانشناس?(بفرما) جانان:نیازی نیست.همش تقصیر لیلاست. الیف داره ستاره هارو میبینه ک فرشاد هم میره پیشش. لیلا هم از یوسف برای ودات تعریف میکنه ک ودات میگه نکنه ازش خوشت اومده؟ لیلا انکار میکنه. شب هم الیف تب میکنه ولی فرشاد نمیدونه باید چیکار کنه و مهتاب میاد و پیشنهاد میده ک ب لیلا بگن و فرشاد هم ب لیلا خبر میده و لیلا میاد ک این موضوع اصلا ب مزاج جانان خوش نمیاد و لیلا ک میاد قشنگ به دخترش میرسه و تبشو میاره پایین? و تا صبح پیش دخترش میمونه و قربون صدقش میره و آخر هم عکس خانوادگیشونو ک قول داده بود میده و الیف خوشحال میشه.(کلیپش موجوده) مهتاب و عایشه گل (خدمتکارا) همو میبینن و مهتاب میگه من دیگه طاقت ندارم از بس الیفو اذیت میکنه و میگه ک جانان رو با افراز دیده ک عایشه گل میگه باید با لیلا خانم حرف بزنیم. سودا هم به چنگیز خبر میده ک مسابقس و اونم میره غافل از اینکه یوسف تعقیبش میکنه( چنگیز واقعا عاشق سودا شده?). الیف هم میخواست به لیلا بگه ک دیروز چرا سرما خورده بود ک جانان میاد و الیف میترسه میره پشت لیلا قایم میشه. و فرشاد هم میاد و تشکر میکنه و لیلا موقع رفتن به الیف میگه روزی میریه ک خواب ب واقعیت تبدیل میشه .(الیف فک میکنه پینار تو خوابش اومده و گفته من زندم)

داستان قسمت ۱۲ سریال بازگشت به خانه

جانان میخواد وسایل خونه رو عوض کنه ک ایپک میگه اصلا ب اتاق من و الیف دست نزن. افراز هم به ییلماز میگه اسلحه همونیه ک اورهان باهاش کشته شد و حکم جلب یوسف رو بگیر. سودا هم میره دیدن چنگیز و بهش میگه یوسف شوهرمو کشته. لیلا میاد عمارت و الیف از باباش اجازه میگیره ک خالش برسونتش.
جانان به فرشاد میگه من پینار نیستم.دیدم چطور بهش نگاه میکردی. ولی فرشاد انکار میکنه.وقتی میاد بیرون لیلا به فرشاد میگه اگه خواستی واسه جانان چیزی بخری از پول خودت استفاده کن نه از شرکت. فرشاد میگه چی مثلا؟لیلا:همون خونه ای ک خریدی.
چنگیز هم سودا رو میبره کلوب و کلی خودشو خوب نشون میده. ولی سودا میگه این همه زن خوشگل اطرافتن چرا با منی و ی خورده با هم بحث میکنن ک افراز میاد و سودا میخواد بره ک چنگیز میگه من ازت خوشم میاد.حتی بیشتر. میپرسی چرا من؟چون تو روزای خو قدیمو ب یادم میاری و میخوان همو ببوسن ک یکی میاد. جانان میخواد با فرشاد وقت بگذرونه ک فرشاد میگه کار دارم. لیلا هم الیفو میرسونه مدرسه و بهش قول میده فرا عکس مامانشو براش بیاره چون جانان همه رو پاره کرده. فرشاد میره پیس مدیر مالی و اون میگه ک جانان خانم ی خونه خریدن.فرشاد هم عصبانی میشه.
لیلا میره پیش مامان یوسف و میگه حال یوسف خوبه. فرشاد میره خونه و سندو ب جانان نشون میده و اونم ذوق میکنه ک فرشاد واسش خونه خریده (نقشه لیلا و وداده😊) فرشاد هم عصبانیه ک چطور بدون خبر اون خونه خریده ک جانان میگه اولین باره ک اینو میبینم. فرشاد میگه دوسم داری؟ جانان:بیشتر از هر چیزی.پول واسم مهم نیست. ک فرشاد قرارداد ازدواج میاره و میگه امضاش کن. یوسف هم میره آلبوم عکسای تو خونه لیلا رو میبینه و شکش بیشتر میشه چون ی عکس هم از لیلا نیست. جانان هم قراردادو امضا میکنه و فرشاد میگه واقعا دوسم داری. معذرت میخوام. و قراردادو پاره میکنه😕. یوسف هم میره سر خاک اورهان (برادرش) ک میبینه برادر زاده و عروسشم اومدن و خودشو قایم میکنه. الیف جونم هم میره تو اتاق فرشادینا و حلقه جانان رو میندازه بیرون (محض اطلاعتون حموم بودن)فرشاد میگه از خاله جانان معذرت خواهی کن.الیف هم میگه نه.و میره بعدم جانان میگه انگشتر ک از الیف ارزشمندتر نیست ک فرشاد میگه تو خیلی فهمیده 😕 .
بعد رفتن فرشاد جانان هم الیفو میبره تو حیاط و میگه تا انگشترو پیدا نکنی حق اومدن ب داخل نداری و الیف بیچاره هی گریه میکنه😭😭 و میره دنبال انگشتر.(بیرون باد میزنه) مهتاب هم میبینتشون. الیف میخواد بیاد داخل و التماس میکنه ک سردشه و جانان میگه باید ازمن معذرت خواهی کنی و بعدم حالش بد میشه(حاملس😒) و میره ک مهتاب میره الیفو میاره داخل. (کلیپش موجوده)شب ک فرشاد میاد پیش الیف و الیف بهش میگه ولی فرشاد قربون صدقه الیف میره(😕چ پدر نمونه ای). بعد ک میاد پیش جانان میگه الیف تعریف کرد و اگه داره خیال پردازی میکنه ببریمش پیش روانشناس😐(بفرما) جانان:نیازی نیست.همش تقصیر لیلاست. الیف داره ستاره هارو میبینه ک فرشاد هم میره پیشش. لیلا هم از یوسف برای ودات تعریف میکنه ک ودات میگه نکنه ازش خوشت اومده؟ لیلا انکار میکنه. شب هم الیف تب میکنه ولی فرشاد نمیدونه باید چیکار کنه و مهتاب میاد و پیشنهاد میده ک ب لیلا بگن و فرشاد هم ب لیلا خبر میده و لیلا میاد ک این موضوع اصلا ب مزاج جانان خوش نمیاد و لیلا ک میاد قشنگ به دخترش میرسه و تبشو میاره پایین😌 و تا صبح پیش دخترش میمونه و قربون صدقش میره و آخر هم عکس خانوادگیشونو ک قول داده بود میده و الیف خوشحال میشه.(کلیپش موجوده) مهتاب و عایشه گل (خدمتکارا) همو میبینن و مهتاب میگه من دیگه طاقت ندارم از بس الیفو اذیت میکنه و میگه ک جانان رو با افراز دیده ک عایشه گل میگه باید با لیلا خانم حرف بزنیم. سودا هم به چنگیز خبر میده ک مسابقس و اونم میره غافل از اینکه یوسف تعقیبش میکنه( چنگیز واقعا عاشق سودا شده😕). الیف هم میخواست به لیلا بگه ک دیروز چرا سرما خورده بود ک جانان میاد و الیف میترسه میره پشت لیلا قایم میشه. و فرشاد هم میاد و تشکر میکنه و لیلا موقع رفتن به الیف میگه روزی میریه ک خواب ب واقعیت تبدیل میشه .(الیف فک میکنه پینار تو خوابش اومده و گفته من زندم)

 

داستان قسمت ۱۳ سریال بازگشت به خانه

موقع رفتن جانان ب لیلا میگه اخر هفته جشن نامزدیه و نقشه ویلا نگرفت ک لیلا اظهار بی اطلاعی میکنه و میره. یوسف هم چنگیز رو ک رفته ب مسابقه وارول تعقیب میکنهو چنگیز و س ودا رو باهم میبیجنه و با اسلحه لیلا ک از تو کیفش برداشته بود میره جلو ولی کاری نمیکنه و وقتی حواس چنگیز نیست میره تو ماشینش واسلحه مبزاره رو سرش. عایشه گل هم لیلا رو میبینه و حرفای مهتابو به لیلا میگه هم موضوع خیانت جانان ب فرشاد و هم اینک جانان الیفو اذیت میکنه و لیلا هم خیلی عصبانی میشه. جانان هم یاد روزی میفته ک پینار با ذوق بهش گفت حاملس و جانان هم خوشحال شده بود. و با تستی ک انجام میده میفهمه حاملس. یوسف چنگیزو میبره خونه ای ک توش مخفی شده بود. لیلا هم میاد شرکت و عکسای عاشقانه جانان و افراز رو به فرشاد نشون میده ک فرشاد باور نمیکنه و لیلا میگه میتونی از مهتاب بپرسی و میره.فرشاد یادش میاد ک قبلا جانان و فرشاد و موقع غذا خوردن باهم دیده و میره خونه و از مهتاب میپرسه و اونم میگه ک اره. یوسف هم چنگیزو کتک میزنه و میخواد بکشتش ک لیلا میرسه و سعی میکنه از کشتنش منصرفش کنه ولی یوسف میخواد بکشتش و وقتی حواس یوسف نیست لیلا چنگیزو فراری میده. جانان هم میاد و ب فرشاد میگه حاملم ک فرشاد میگه از کی؟ افراز؟؟ قیافه جانان😰 بعدم ادای بی گناهارو درمیاره و میگه سالها قبل بود و دیگه نمیتونم این توهینو تحمل کنم.فرشاد میگه برو تو آغوش افراز گریه کن و جانان هم بهش سیلی میزنه. یوسف هم میره دنبال چنگیز ولی پیداش نمیکنه و میاد با لیلا بحث میکنه ک درد تو انتقام مرگ خواهرت نیست و راهمون جداست.تو میخوای صاحب زندگی خواهرت شی. تو با جانان فرقی نداره ک لیلا عصبانی میشی و میخواد بهش سیلی بزنه ک یوسف دستشو میگیره و میره.جانان هم بعد دعوای حسابی از اون خونه میره.

یوسف هم میخواد با اسلحه خودشو بکشه ولی لیلا جلوشو میگه و ارومش میکنه ک فعلا کاری با چنگیز نداشته باش. الیف هم از شنیدن اینکه جانان خونه رو ترک کذده خوشحال میشه. تو محله هم خبر خودکشی مریم پخش شده و یوسف ازش استفاده کرده و بی خیالش شده و اورهانم ب همین دلیل کشته. سودا هم اینارو میشنوه و میره عیادت مریم و ب درویش میگه فرشاد میره سراغ افراز و باهم دعوا میکنن و افراز میگه این موضوع قبل رابطه تو و جانان بود. یوسف و لیلا و ودات تو خونه هستن ک جانان ی دفعه ای میاد و ب لیلا میگه چرا موضوع افرازو ب فرشاد گفتی؟ همونطور ک گند زدی درستش میکنی وگرنه پشبمون میشی . لیلا میگه این موضوع ب من ربطی نداره. اگه میخوای برم با فرشاد حرف بزنم؟ جانان میگه نمیشه.خودش میاد و التماسم میکنه. درویش میاد خونه یوسف و سراغشو میگیره ولی هاجر میگه نمیدونم. جانان هم ب افراز میگه تا این موضوع تموم نشده بهم زنگ نزن. یوسف از ودات سراغ قبر پینارو میپرسه ولی ودات میپیچونتش و یوسف میگه ی چیز عجیبی تو این کار هست. (ینی کلا شک کرده). لیلا هم میره دیدن چنگیز و میگه تا شب باید گناهی ک گردن یوسف انداختی رو پاک کنی و در عوض اون بی خیالت میشه. سودا و هاجر هم با هم سر گناه یوسف بحث میکنن و سودخ وسایلاشو جمع میکنه و میخوان برن ک هاجر وارولو میگیره ولی سودا هولش میده و با پسرش میرن.

 

داستان قسمت ۱۴ سریال بازگشت به خانه

چنگیز یکی از ادمای با وفاشو انتخاب میکنه و بهش میگه برو کلانتری و گناه کشتن اورهانو به عهده بگیر و یوسف دیگه فراری نباشه (بخاطر حرف لیلا) بعدم فرشاد و افرازو ی جا جمع میکنه و اسلحه میزاره رو سرشون و دورشون نفت میریزه تا اتیششون بزنه و میگه چرا گذاشتین یوسف منو بگیره و آتیشم بزنه؟ من فرمانو (ادمشو) فدا کردم. و بعدم فندک روشنشو میندازه رو بنزین الکی ک اون دوتا هم میترسن و چنگیز میگه شوخی بود. ولی بعد تهدیدشون میکنه😐😁. فرشاد ک کلا از همه چی بی خبره میگه یوسف کیه؟ ک افراز میگه برادر اورهان. همونی ک اون شب چنگیز کشتش.  لیلا هم میاد و ب یوسف میگه موضوع حل شد ولی چنگیز مجازاتشو میکشه و بعدم الیف زنگ میزنه و لیلا میره دیدن الیف. کمیسر ییلماز هم از فرمان بازجویی میکنه و به دروغ میگه ک اورهانو کشته و اسلحه رو اون گذاشته تو تخت یوسف ولی ییلماز باور نمیکنه. عفت هم با ایپک داره عکسای خودشو مامانشو نگاه میکنه ک لیلا میاد و با هم نگاه میکنن و الیف ک شیر میخوره سیبیل در میاره و خاله و عمش قلقلکش میدن ک فرشاد میاد و بازم لیلا رو پینار میبینه. سودا و وارول هم چون از خونه رفتن میرن خونه چنگیز. لیلا هم الیفو میخوابونه و میره تو سالن و با فرشاد حرف میزنه و لیلا میگه جانان اومد پیشم و درد دل کرد. فرشاد میگه شما خانومارو درک نمیکنم👌(نمیتونی ذاتا😂) تو عکسو بهم نشون دادی و بخاطر اون دعوا کردیم لیلا میگه حق داری.منم از خودم عصبانیم. ضعف من تویی. شما ها دارین ازدواج میکنین .. منم… حسودیم شد (😏 نقشه 👌) قیافه فرشاد😐😮 لیلا:معذرت میخوام.حرفامو فراموش کن و میره.
جانان هم میره پیش افراز و میگه فرشاد بهم زنگ نزده هنو. افراز میخواد به جانان نزدیک بشه ولی جانان نمیزاره و میره. چنگیز هم سودا رو میبره ب هتل. لیلا هم میاد خونه خودش و میبینه یوسف خوابه و میخواد روشو لا بده ک یوسف ی دفعه ای اونو میکشه سمت خودش(فک کرده غریبس) و از اون نگاها میکنن بهم و بعد معذرت خواهی میکنه و لیلا میره بخوابه. فردا صبح هم لیلا ب یوسف میگه بی گناهیت معلوم شد و اونو میبره ی خونه جدید و میگه این خونه جدیدته و ی ماشین هم بهش میده ولی یوسف راضی نیست و لیلا راضیش میکنه و تیپ یوسفو هم عوض میکنه و کلا یوسف خوشتیپ میشه 😎. فرشاد هم میره مطبی ک جانان رفته و عکس بچشونو میبینه و میرن حرف بزنن ک جانان کلی ناز میکنه و میگه تست پدری انجام میدم و با چند تا شرط قبول میکنه.۱ اینکه اخر هفته نامزدی بگیرن و ۲ اینکه خونه رو عوض کنن. تو همین حین هم الیف میره وسایل و لباسای جانانو تو کیسه زباله میریزه و مهتابم بهش کمک میکنه 😂😂. یوسف هم با تیپ جدید و ماشین جدیدش میاد محله خودشون و میره دیدن مامانش و هاجر هم از دیدن پسرش خوشحال میشه و میگه سودا و وارول از خونه رفتن. سودا داره بهش خوش میگذره و وارول هم دلش واسه مادربزرگش تنگ شده و هاجر ک زنگ میزنه سودا جواب نمیده.

 

داستان قسمت ۱۵ سریال بازگشت به خانه

وقتی مهتاب و الیف داشتن وسایلای جانانو میبردن جانان میرسه و الیف از دیدنش میترسه و جانان میگه اخر هفته با بابات نامزد میکنیم و از این خونه میریم و از خاطرات مامانت خلاص میشیم ک الیف ناراحت میشه و میره. بعدم جانان تو کیسه هارو نگاه میکنه و میفهمه کار الیف بود و ب مهتاب میگه بزرگترین لطفو ب من کردی واگه ب فرشاد نمیگفتی افراز اومده بود اینجا بار بزرگی رو دوشم بود و میره. الیف هم میره پیش ایپک و میگه جانان از من عصبانی میشه و ایپک میگه کسی نمیتونه تو رو اذیت کنه. بعدم میان پیش جانان و جانان میگه امروز میرم لباس و وسیله بگیرم و ایپک میگه دیشب مسافر داشتیم و بهت سلام رسوند. لیلا اومده بود و با داداشم حرف زدن ک جانان عصبانی میشه یکم.
یوسف هم هاجرو میاره خونه جدید خودش ک هاجر ی خورده نگرانه ک یوسف داره چیکار میکنه و لیلا هم میاد و ب یوسف میگه ک جای سودا و وارولو پیدا کرده و جای هتلو بهش میگه. پینار هم ک از قصد با الیف خوب شده و الیف هم ناراحته عزیزم. وقتی ک الیف نیست جانان روانی میره و اسباب بازی های الیفو خراب میکنه😒.یوسف هم میره دنبال سودا و وارول و ب سودا میگه قاتلو دستگیر کردن و از ادمای چنگیز بوده و یوسف اونارو میبره خونه. لیلا هم میاد دیدن جانان و با هم در مورد فرشاد حرف میزنن و جانان میگه برای اخر هفته ک جشنه قراره چند دست لباس بیارن و ماهم بخریم و لیلا هم قبول میکنه. چنگیز هم میاد هتل و میبینه ک سودا اینا نیستن و هتلدار بهش میگه ک با ی اقا رفتن و چنگیز عصبانی میشه و میاد محله یوسف اینا و سودا درو باز میکنه و با چاقو تهدیدش میکنه ک بره و میگه ادم تو شوهر منو کشته ولی چنگیز سودا رو ب دیوار میچسبونه و میگه خیلی سخته ک دیگه دنبالت نباشم و میره. سودا هم پشت در گریه میکنه
لیلا داره میره ک فرشاد و الیف میان و جانان میگه واسه شام بمون و با اصرار الیف لیلا قبول میکنه و نگاه های فرشاد هم چیزه بخاطر اعتراف لیلا(ک دوسش داره).
چنگیز میاد کلوب ک میبینه یوسف سر میزش نشسته و اسلحه ای ک باهاش اورهانو کشتن رو میز چنگیز میزاره و راجب قاتل برادرش میپرسه و چنگیز نقش بازی میکنه ک خبر نداشت ک قاتل کیه و الان موضوع بسته شده بعد ک یوسف میاد بیرون میبینه ک ایپک مسته و ی پسره سوار ماشینش میکنه و میره ک یوسف هم دنبالشون میره. اون پسره هم ایپک رو میبره کنار دریا و میخواد بهش تجاوز کنه ک سوپر من (یوسف) سر میرسه و پسره رو کتک میزنه و ایپکو همراه خودش میبره.جانان هم اسباب بازی های الیفو ک خراب کرده میاره جلوی فرشاد و لیلا میگه ک الیف اینا رو خراب کرده و من نگرانشم و فلان ک فرشاد الیفو صدا میکنه و الیف ک میاد میگه کار من نیست ک فرشاد میگه تو بهم دروغ میگی ک الیف میگه نه و لیلا ازش طرفداری میکنه و بعد رفتن الیف فرشاد ب لیلا میگه اگه میخوای به این خونه رفت و امد داشته باشی تو رفتار من با الیف دخالت نکن. لیلا میگه برو بابا بودن رو یاد بگیر.منو تهدید نکن.هر وقت بخوام الیفو ببینم. ک فرشاد میگه تو چقد شبیه پیناری.اونم موقع عصبانیت طرف مقابلو خیلی ناراحت میکرد لیلا میگه خواهریم و میره پیش الیف ک داره گریه میکنه و مامانشو صدا میکنه و میگه من دروغ نمیگم.اونارو مامانم خریده بود. لیلا میگه میدونم عزیزم. الیف میگه اگه مامانم بود کسی نمیتونست به من دروغگو بگه و لیلا میگه من اجازه نمیدم کسی بهت اسیب برسونه.و بعد خوابوندش میره.  جانان میخوان ک ب الیف بگه حاملس ولی فرشاد میگه الان وقتش نیست و میره ولی جانان میگه خودم میگم پس. یوسف هم ایپکو میبره خونه خودش و مامانش هم میبینه و میگه منو ببر خونه.اینجا راحت نیستم. لیلا کیه ک بهت کمک میکنه؟ یوسف میگه رئیسمه کهاجر از اون نگاها ک ینی خودتی میکنه و میگه من با نگاه ب چشمات میفهمم زنی ک ذهنتو درگیر کرده اونه.لیلا 😏. بعد ک میاد تو حال لیلا میرسه و ایپکو میبینه و ی خورده حسودیش میشه 😊 و یوسف میگه چ اتفاقی افتاده. سودا هم در فراغ چنگیز گریه میکنه و هر کس در پی عشق خویش…

 

داستان قسمت ۱۶ سریال بازگشت به خانه


صبح سودا داره وارولو میبره مدرسه ک میبینه رو زمین ی عالمه گل ریخته و میره دنبالش ک میبینه کار چنگیزه. ایپک بلند میشه و میبینه خونه یوسفه و یوسف میگه چی شده و ایپک هم تشکر میکنه و در مراحل اولیه مخ یوسف رو زدن بود ک لیلا میاد و میگه گذشت و ایپک هم میره. جانان هم ب چندتا عکاس خبر میده تا بیان عکس بگیرن و فرشاد هم مجبوری قبول مبکنه. چنگیز هم همچنان دنبال سودا هست ولی سودا نمیخواد ببینتش و چنگیز میگه عاشقتم مثل دیوونه ها و لطفا همه چی رو از اول شروع کنیم و سودا هم تحت تاثیر قرار میگیره و سوار ماشینش میشینه. جانان و فرشاد و الیف هم در حال عکس گرفتن هستن و لیلا و ایپک میان و لیلا یاد روز عکاسی خودشو وفرشاد میفته و بعدش میره. یوسف هم هاجرو میاره ب خونه خودش و مریم هم ک خوب شده از دور میبینتشون. چنگیز و سودا میرن کلوب ک میبینن کلوب درش قفله و چنگیز میخواد قفلو بشکنه ک یکی میاد و میگه رئیس عوض شده و چنگیز عصبانی میشه و ب زور میره داخل ک ادما جلوشو میگیرن. و چنگیز هم برمیگرده. جانان هم میره پیش ایپک بهش خبر حاملگیشو میده ک جانان تعجب میکنه و جانان هم عکس سونوگرافیشو بهش نشون میده و میگه ک لباس نامزدی تورو انتخاب کردم و بعد حرص دادن ایپک میره.
آخر هفته:جشن نامزدی; جانان و فرشاد دارن ب مهمونا میرسن و میخوان حلقه بندازن ک یوسف و لیلا وارد مجلس میشن و جانان ذوق میکنه ک لیلا با ی نفر دیگس و فرشاد هم دیده و بعد لیلا رو صدا میزنه و لیلا میاد و ربان نامزدیشونو میبره و تبریک میگه و جانان میگه ی سورپرایز هم دارم. به الیف نگاه میکنه و میگه ب زودی الیف خواهر دار میشه..حاملم ک الیف گریه میکنه و میره بیرون و فرشاد میگه چیکار میکنی؟ ولی بازم جانان راضیش میکنه. چنگیز هم به لیلا و یوسف تبریک میگه و میخواد راجب کلوب حرف بزنه ک لیلا موضوع رو ب یوسف میسپاره و یوسف هم حرص چنگیزو در میاره

چنگیزه بیشعور هم الیفو میبره ک مثلا ببرتش پیش مادرش. لیلا ک ناراحته یوسف بهش گیر میده ک چیزی رو ازم مخفی میکنی ک مهتاب میاد و میگه الیف نیست و همین موقع چنگیز به لیلا زنگ میزنه و میگه ی کم با الیف میگردیم. بهش قول دادم ببرمش پیش مادرش. ولی لیلا میگه اصلا کاری نکن . لیلا هم مجبور میشه تنهایی بره دنبال الیف. فرشاد هم به جانان میگه ک یوسف برادر همون کسیه ک چنگیز اون شب کشتتش و جانان نگران میشه. الیف هم از اینکه داره میره پیش مامانش خوشحاله و چنگیزو بوس میکنه ک چنگیز تحت تاثیر قرار میگیره. افراز هم از جانان میپرسه بچه مال منه؟ ک جانان میگه مزخرف نگو و یه جوری افرازو ساکت میکنه. پدر نمونه (فرشاد)😒 دنبال الیف میگرده ولی مهتاب میگه ک خوابوندتش. دوست ایپک هم ب ایپک میگه تو از لیلا خوشگلتری.میتونی دو روزه یوسفو ازش بگیری😐 و میره پیش یوسف و یوسف میپرسه اون مردیکه ک دیگه اذیتت نکرد و ایپک میگه نه.چون گفتم تو عشقمی و اونم پیگیر نشد و میخواد بهش نزدیک بشه ک عکاس چندتا عکس از لیلا و یوسف میاره ک تو مهمونی گرفتن. لیلا میره پارک و با چنگیز حرف میزنن و مجبوری کلوبو میده بهش و وقتی داره میره الیف میره دنبالش ک منو ببر پیش مامانم (این صحنه خیلی دردناک بود😞ویدئوش تو کانال) و لیلا میره بغلش میکنه و الیف میگه تورو نمیخوام.
مهتاب میخواد ب فرشاد بگه الیف کجاست ک الیف میادو میره بغل فرشاد و گریه میکنه…

 

داستان قسمت ۱۷ سریال بازگشت به خانه

فرشاد میخواد به الیف توضیح بده ک برادر داشتن خوبه ولی الیف قبول نمیکنه و فرشاد هم میاد تو اتاق و میگه ک چ نیازی بود بگی حامله ای.الیف ناراحت شده ولی جانان هم طبق معمول میگه خیلی خوشحالم ک دارم بچه تو رو ب دنیا میارم و فلان. لیلا هم به ودات میگه جانان و فرشاد دارن بچه دار میشن. و ودات میگه میخوام ی چیز مهم بهت بگم.😮 بعد ی سری برگه ک از بیمارستانه میاره و میگه ک وقتی از پرتگاه پشدی دوماهه باردار بودی و لیلا میگه دروغ میگی و بهم میریزه و میگه چرا منو نجات دادین؟ میزاشتین بمیرم.(ویدئوش موجوده) سودا هم ک اومده خونه سعی میکنه با هاجر مهربون باشه و هاجر میگه من همه چیو فراموش کردم و آشتی میکنن با هم ولی بعدش چنگیز زنگ میزنه و سودا تظاهر میکنه زهراست و میره بیرون و چنگیز میگه دلم واست تنگ شده و بیا پایین ولی سودا چون هاجر میاد قطع میکنه. لیلا هم پریشون داره تو خیابون زیر بارون قدم میزنه و بدون توجه با ماشینا تو خیابون راه میره 😭 و گریه میکنه و بعدم میره یوسف. یوسف هم لیلا رو اروم میکنه و لباساشو خشک میکنه. لیللا درد و دل میکنه و یوسف میگه همش کنارت میمونم و لیلا تو آغوش یوسف گریه میکنه.(ویدئوش موجوده) صبح هم یوسف ک بیدار میشه لیلا تو بغلشه و پیشونیشو میبوسه وقتی لیلا بیدار میشه یوسف خودشو میزنه به خواب 😐😂لیلا ی متن مینویسه و میره و یوسف میخونه(خوبه ک هستی بدون تو نمیتونستم این دردا رو تحمل کنم هر چی شد کنارم باشِ (ویدئوش موجوده). فرشاد میاد پیش افراز و میگه باید مراقب یوسف باشیم. بعدم میگه داریم میریم کنترل بچه ک افراز عصبانی میشه. یوسف میاد پیش ودات و میپرسه دیشب چی شده ک ناراحت بود و ودات میگه پینار حامله بود و دیشب بهش گفتم. یوسف میگه لیلا واسم مهمه و مراقب حرکاتت باش و بعدش میره پیش لیلا و میگه کاش میتونستم ناراحتیتو کم کنم و لیلا میگه تو بهم قدرت زندگی میدی.خیلی مدیونتم. یوسف میگه دوستا واسه این روزان😕😐. بعدم لیلا میگه الیف و اون بچه رو برمیدارم و میرم تا امنیت داشته باشن و تصمیم میگیره ک راز جانانو بگه.(راز جانان تو کانال قرار میگیره ) وارول هم برای تولد هاجر بهش ی عکس خانوادگی میده و هاجر هم خوشحال میشه. جانان و فرشاد هم میرن چکاپ و مشخص میشه ک بچه دختره (والا از ۴ ماهگی میفهمن.مال اینا معجزه شده😂✋) بعدم جانان تست پدری میده البته فرشاد راضی نیست چون میترسه بلایی سر بچه بیاد.

 

داستان قسمت ۱۸ سریال بازگشت به خانه

چنگیز و سودا هم همو میبینن و سودا درد و دل میکنه واسه چنگیز و بعدم سودا تمرین رانندگی میکنه. بعدم چنگیز میره دیدن لیلا و لیلا هم برگه ریاست کلوب رو ب چنگیز میده. یوسف میره تو ی بار و سراغ جاویدان رو میگیره و ی دختره میگه اون خودش عشق داره و درگیرش نشو. لیلا ب ودات میگه اونا میفهمن ک پینار حامله بوده و ی بچه رو کشتن. افراز هم ب جانان میگه ک دفعه بعد رفتی دکتر منم میام. فرشاد میاد و جانانو میفرسته و افراز میگه واسه کار امروز اومدم.فردا حله.جاویدان میاد رو صحنه و اجرا میکنه و یوسف دستور میده ۱۰ تا شیشه شراب بزارن رو صحنه و ی متن ب این مضمون میده ((بخاطر دخترتون جانان اومدم)) اون مرده هم ب ادماش میگه ک یوسفو بندازن بیرون ولی یوسف باهاشون درگیر میشه. و بعد کتک کاری هم با جاویدان از اونجا میرن. شب تولد هاجر بوده و همه بودن ولی یوسف نبوده و هاجر ناراحته. یوسف هم جاویدان رو میبره خونه لیلا و ودات و جاویدان بامزه بازی در میاره. 😂 (این بشر خیلی باحاله) و ب لیلا میگه تو وداتو ب من بده منم یوسفو بهت میدم😐😂 بعدم لیلا عکس تو روزنامه جانان و فرشاد و به جاویدان نشون میده. و جاویدان هم میگه به من رفته خیلی خوشگله و زده تو خال و این حرفا.لیلا هم بهش میگه طوری رفتار کنید ک خودتون جانانو پیدا کردین.جانان هم داره لباسایی ک واسه خریده رو به فرشاد نشون میده و اونم خیلی خوشش اومده و الیف میاد و میبینتشون و ناراحت میشه نفسم😞 و گریه میکنه. و اهنگ زیبایی اینجا پخش میکنه ک تو کانال قرار میگیره. صبح جاویدان میره عمارت و قشنگ خودشو نشون میده 😂 و اهنگ میخونه و وقتی جانان میشنوه باور نمیکنه وقتی میبینتش خیلی تعجب میکنه و عصبی میشه ولی جاویدان بغلش میکنه و میگه دختر خوشگل من. بعدم فرشاد میاد و اونم ک نمیدونه جانان مادر داره جاویدان خودشو معرفی میکنه و دستشو میگیره جلو تا فرشاد ببوسه و فرشاد بروبر نگاش میکنه 😂.
جانان میخواد جاویدانو بیرون کنه ولی جاویدان با خودش تهدید میکنه ک ب خبر نگارا میگه و الیف میاد و جاویدان خودشو معرفی میکنه و میگه بهم بگو جیجیش😂 و الیف هم ازش خوشش میاد و کلا با همه آشنا میشه.
ادم افراز هم ادم (ادم چنگیز ک ب قتل اورهان اعتراف کرده بود) رو میکشه و تظاهر میکنه ک خودکشی کرده.(دستور افراز بود) الیف نمیخواد بره مدرسه و جانان هم طبق معمول داره سرش داد میزنه ک جاویدان میاد و از الیف طرفداری میکنه و با الیف خیلی مهربونه و کلی حرص جانانو در میاره😂. سودا هم برای چنگیز صبحانه حاضر میکنه و با هم عشقولانه میشن. جاویدان موهای الیفو گیس میکنه و واسش داستان میخونه. جانان میاد و میگه از کجا پیدام کردی و جاویدان هم میگه تو مجله دیدم. بعدم جانان بهش پول میده و میگه گمشو برو.تو شایسته اینجا نیستی و جاویدان هم کلا پودرش میکنه و فحش رکیک میده

داستان قسمت ۱۹ سریال بازگشت به خانه

 

عکس های بازیگران سریال ترکی بازگشت به خانه

عکس های بازیگران سریال ترکی بازگشت به خانه

عکس های بازیگران سریال ترکی بازگشت به خانه

عکس های بازیگران سریال ترکی بازگشت به خانه

عکس بازیگران سریال بازگشت به خانه

عکس های بازیگران سریال ترکی بازگشت به خانه

عکس قسمت اخر سریال بازگشت به خانه

تصاویر جدید سریال بازگشت به خانه

عکس های بازیگران سریال ترکی بازگشت به خانهسریال بازگشت به خانه خلاصه داستان عکسها و معرفی بازیگران

سریال بازگشت به خانه خلاصه داستان عکسها و معرفی بازیگران سریال بازگشت به خانه خلاصه داستان عکسها و معرفی بازیگران داستان تمام قسمت های سریال بازگشت به خانه و عکس های سریال سریال بازگشت به خانه محصول سال ۲۰۰۶ کشور ترکیه است و در سایت Imdb نمره متوسط .۸ را کسب کرده است. خلاصه اولیه داستان سریال بازگشت به خانه: پینار دختری هست ک از پدرش ارثیه…

بررسی کلی

امتیاز کاربر: 4.03 ( 17 رای)

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

x

شاید بپسندید

زمان و شبکه پخش سریال مدار صفر درجه +معرفی بازیگران

زمان و شبکه پخش سریال مدار صفر درجه +معرفی بازیگران

زمان و شبکه پخش سریال مدار صفر درجه +معرفی بازیگران زمان و شبکه پخش سریال ...